ساقی - مال تو
ساقی
رنجورم از عشق
از بیم و امید
صبری ندارم
تا ناز خورشید
آرامشی کو
آسایشی کو
بر حسرت دل
افتاده تردید
پا تا به سر من
از خود گذشتم
یک بوسه از زهر
در خون نشستم
در بستر عشق
مست سحر کو
از عمر باقی
یک شب دگر کو
دیگر نگردم
قربانی یه عشق
مست غرور رو
ویرانی یه عشق
دیگر نخواهم
جام سبو را
این بزم و مستی
این نقش و رو را
20/9/86 جلالی پایان
مال تو
باورم کن باورم کن
تمامش مال تو
آنچه دارم یا ندارم
تمامش مال تو
من به جز تو چیزی ندارم
باورم کن
بیا من را بگیر از من
تمامش مال تو
خانه می خواهم چه کار
وقتی تو نیستی
گوشه دنجی بس است
تمامش مال تو
بی کران بی کرانم
مثل اقیانوس شب
این طلوع خوب رویایی
تمامش مال تو
کوچه سر مست از
تکرار ناز خواب تو
این تماشایی ترین رویای ناب
تمامش مال تو
هر چه دارم از تو دارم
این ترانه این صدا
این ترانه این صدا
تمامش مال تو
باز هم عشق آمد ُ
تفسیر این بند سکوت
لرزش اندام زیبایی
تمامش مال تو
8/11/88 جلالی پایان