تقدير _ همیشه منتظر
تقدير
قصه مون آخر ِ خط ِ
راهي نيست به جزء جدايي
تو برام چيزي نداشتي
جزء يه مرگ بي صدايي
قصه ي رفتن و موندن
اول قصه ي ما بود
با تو رفتن و نموندن
با من موندن آشنا بود
ميري اما يادت اينجا
گوشه ي دنج اتاقه
همون جاس عكس قديمي
روي طاقچه روي طاقه
توي ياد داشتاي كهنه ام
صفحه ام اسم تو رو داشت
نمي دونم چرا تقدير
واسه چي اسمت و برداشت
86/8/20 پايان
همیشه منتظر
پشت يه قاب شيشه اي
آروم و بي صدا شدم
دلتنگ خاطرات تو
وقتي كه مبتلا شدم
حس مي كنم كنارمي
حس مي كني كنارتم
فرقي نمي كنه كجا
بدون در انتظارتم
تو نيستي يو گرد ِ خونه
دور ِ خودم دور مي زنم
هميشه منتظر ببين
به قفل در زل مي زنم
4/2/88 پايان
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۸۸/۱۰/۱۰ ساعت 15:20 توسط هم گریه
|