شب قدر
شب قدر
شب ضربت خوردن تو
شب ضربت خوردن فرق ِ بشر بود
اگه خون ِ تو نبود تو رگ مذهب
به خدا دين خدا هم بي ثمر بود
اي بزرگوار اي ابر مرد
پيشانيت مظهر تاريخ
اي كه دستاي بلندت
سر پناه امن تاريخ
اي چراغ روشنايي
تو شب روشن و تاريك
آشنان با تو چه زيبا
كوچه هاي تنگ و باريك
اي بزرگ و اي بي مانند
اي شگرف در تو خداوند
اي كه ذوالفقار عالم
تنها بادست تو پيوند
پاسدار بزرگ قرآن
ناجي ي بلند انسان
همطراز با تو كسي نيست
بي رقيبي توي ميدان
تويي عزت شب قدر
فاتح بزرگ خيبر
زاده ي خانه ي خورشيد
شهيد محراب و منبر
پدر يتيم و محروم
گاهي وقتا خود مردم
زاده شد از تو عدالت
توي عصر جعل مردم
رفيق صميمي ي چاه
تو روزاي غربت و درد
كسي اشكاتو نمي ديد
وقتي چشمات گريه مي كرد
اي مفسر حقيقت
توي جعل اين جماعت
دست تو دست رفاقت
توي اين عهد شقاوت
درد تو از درد تو نيست
درد كور ذهني ي مردم
درد دستاي يه محروم
درد ساقه هاي گندم
غم و درداي تو رو عشق
كسي جزء چاه نمي فهميد
جزء شب و نخلاي خسته
صداي پاتو كي ميشنيد
اي جواب هر معما
پيش دساي تو معلوم
از تو مضلوم تر اما
مظلوميت تو مظلوم
محو در تو همه عالم
ياور وصي ي خاتم
اي برادر محمد
اولين يار محمد
2/7/84 پايان