X
تبلیغات
هم گریه

تقدیم به مینا ی ناشناس

گل مینا


تموم حرف من اینه
گل زیبا گل مینا
غریب افتاده ام پیشت
نترس از من ، من تنها
 
اگه دستاتو بسپاری
بدون که لایقت میشم
تو این دریای طوفانی
حریم قایقت میشم
 
فقط باور کن این قلبو
بدون که عاشقت میشم
تموم عمر به پای تو
اسیر رو لایقت میشم

تو رو با خود به آرامش
میبرم تا امن ترین ساحل
و آنجا می نویسم من
فدای تو فقط این دل

رو زخم کهنه ی دیروز
خودم مرهم میشم هر روز
بیا اعتمادم کن اعتمادم کن
فقط یکبار همین امروز


جلالی                  پایان





بدرقه


تو از دلشوره میگفتی

توی دلهره ی رفتن
من از خنده نپرسیدم
چیه این اضطراب من

لبات لبریز بغضی بود
شبیه ی بدرقه کردن
وقتی چشمام پر از اشک شد
تو رو دیگه نمی دیدن

تو رفتی یو من موندم
که گیج از کار این دنیا
تمام فکر من این شد
چه میشه آخر رویا

بگیر دستامو تو دستات
کمی محکم تر از دیروز
بذار باور کنم هستی
کنار من همین امروز

تو رفتی یو منم چشمام
دم این پنجره وا بود
که گویی رفتن ات دیگه
برای آخرین بار بود


جلالی                  پایان


فراموشی ی


بین ما فاصله ای نیست
جز فراموشی ی عادت
از کنار هم چه ساده
میگذریم من و تو راحت

واسه ابراز علاقه
باید تا خاطره برگشت
تو رو باز به خاطر آورد
دم این پنجره برگشت

واسه دیدن تو هر بار
دیگه رویا میشه تکرار
حالا رویای من و تو
خود رویا شده دیدار


جلالی                  پایان






تاريخ : یکشنبه 1392/07/07 | 21:18 | نویسنده : هم گریه |